زبان آتش - شعراز فریدون مشیری با صدای استاد شجریان تفنگت را زمین بگذار

در حال پردازش ...

سپاس! با دوستان خود به اشتراك بگذاريد!

شما اين ويدئو را نپسنديديد! از بازخوردتان سپاسگزاريم

افزوده شده توسط Arman
788 نمایش

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار

تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو
تو ای با دوستی دشمن

زبان آتش و آهن...
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست

بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید

برادر!
گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار

تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید

تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟

چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلتانی؟

گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست

اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار

فریدون مشیری

دسته بندی
موسیقی سنتی

دیدگاه تان را ارسال کنید

وارد شوید یا ثبت نام کنید تا دیدگاه ارسال کنید.

دیدگاه ها

اولین نفری باشید که دیدگاه ارائه می کند