Write For Us

Shamlouشاملو - دفتر ترانه های کوچک غربت - آخر بازی

در حال پردازش ...
Google Rank
219 نمایش
Published
شاملو - دفتر ترانه های کوچک غربت - آخر بازی : باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد، ... که مادرانِ سیاه‌پوش ... ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ـ... هنوز از سجاده‌ها ... سر برنگرفته‌اند!

-------------------------------
عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش.


و کوچه‌ها
بی‌زمزمه ماند و صدای پا.

سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبانِ تشریح،
و لَتّه‌های بی‌رنگِ غروری
نگونسار
بر نیزه‌هایشان.



تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنت‌شده نفرینَت می‌کند؟

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس‌ها
به داس سخن گفته‌ای.

آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه
از رُستن تن می‌زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی.



فغان! که سرگذشتِ ماسرودِ بی‌اعتقادِ سربازانِ تو بود
که از فتحِ قلعه‌ی روسبیان
بازمی‌آمدند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاه‌پوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتابو باد ــ
هنوز از سجاده‌ها
سر برنگرفته‌اند!



.
دسته بندی
موسیقی سنتی
وارد شوید یا ثبت نام کنید تا دیدگاه ارسال کنید.
اولین نفری باشید که دیدگاه ارائه می کند